پاهای برهنه کودکی زمین را جارو می کرد،دست به جیبش می زد وسرمست از بهم خوردن سکه های آهنی ،می گذشت از جایی که ناگهان رو به روی صندوق صدقات ایستاد،با تمام نداری سکه ای از جیبش در آورد و می خواست به صن دوق بیاندازد،اما...پشیمان شد. چون روی صندوق نوشته بود: (( صدقه عمر را زیاد می کند.))